تبليغاتX

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس

JUDDY ABOT

زمانی دراز نگرانیم که چگونه زنده بمانیم، بعد خود را دل مشغول چگونه مردن می کنیم

بازگشت

زندگی هنوز هم جریان داره

     

 در نبرد بین روزهای سخت

    

 و آدم های سخت

 

 این انسان های سخت هستند که می مانند

 

نه روزهای سخت

 

من برگشتم

 

 

 

|+| نوشته شده توسط رها در سه شنبه 25 تیر1387 ساعت 11:42 قبل از ظهر |
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد
   

   

 

آدمک آخر دنیاست بخند

آدمک مرگ همین جاست بخند

دست خطی که تو را عاشق کرد

شوخی کاغذی ماست بخند

آدمک خر نشوی گریه کنی

کل دنیا سراب است بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی

به خدا مثل تو تنهاست بخند

این آخرین پستی هست که می دم.تا کنکور دیگه آپ نمی کنم.تو این مدت خیلی از شما ها بهم کمک کردین و با نظراتتون منو دلگرم کردین.من هیچ کدوم از شماها رو نمی شناسم .توی این دنیای مجازی آدما واسه خودشون هویت و شناسنامه ی دیگه ای دارن.اما همتون مهربون بودین و این مهم تر از هر چیزیه.حتما بهتون سر می زنم.شما هم منو فراموش نکنید.چون می گن زمان غارتگر خاطره هاست.برای همتون بهترین ها رو آرزو دارم.                                       

                                                                                    

 

موفق و مانا باشید

 

 

|+| نوشته شده توسط رها در چهارشنبه 3 بهمن1386 ساعت 11:10 قبل از ظهر |
خداحافظي موقت

سلام عسیسای من.خوبین؟ببخشید که دیر به دیر بهتون سر می زنم یا می آپم.الان دارم یه آهنگ خیلی غمگین گوش می دم.گریم گرفت.آخه دیگه نمی تونم آپ کنم و پیشتون بیامامتحانات میان ترمم شروع شده .اما شما بیاین به من سر بزنید.باشه؟من هر وقت تونستم میام بهتون سر می زنم.واسه این دفعه هم از ۱۰ تا کمتر از کسی نظر قبول نمی کنم.شوخی نمی کنما.ایشالله هر کی کمتر از ۱۰ تا نظر داد کچلی بگیره.منو فراموش نکنید .باشه ؟قبل از اینکه برم بگین دوستم دارید؟۱۲۳    .........۱۲۳  .دیگه سفارش نمی کنما.دوستون دارم خيلي خيلي خيلي زياد .

 

بودیم کسی پاس نمی داشت که هستیم

باشد که نباشیم و بدانند که بودیم

                                                   

       

                      

|+| نوشته شده توسط رها در دوشنبه 3 دی1386 ساعت 7:56 بعد از ظهر |
تو را برای وفایت دوست می دارم

 

سلام .خوبین همتون؟در سلامتی کامل به سر می برید ؟هو؟   من دیگه باید کم تر تو نت

 

بیام و بیشتر درس بخونم.بعضی از دوستام پرسیده بودن دوست داری چه رشته ای رو

 

بخونی؟من باید بگم روانشناسی بالینی رو خیلی دوست دارم و همه تلاشم رو می کنم تا بهش برسم. شما هم برام دعا کنید  

 

تو را به جای همه‌ی زنانی که نشناخته‌ام دوست

 

می‌دارم

 

تو را به جای همه‌ی روزگارانی که نمی‌زيسته‌ام

 

دوست می‌دارم

 

برای خاطر عطر گستره‌ی بيکران و برای خاطر

 

عطر نان گرم

 

برای خاطر برفی که آب می‌شود، برای خاطر

 

نخستين گلها

 

برای خاطر جانوران پاکی که آدم نمی‌رماندشان

 

تو را برای خاطر دوست داشتن دوست می‌دارم

 

تو را به جای همه‌ی زنانی که دوست نمی‌دارم دوست می‌دارم.

 

جز تو، که مرا منعکس تواند کرد؟

 

من خود، خويشتن را بس اندك مي بينم

 

بی‌تو جز گستره‌ای بی‌کرانه نمی‌بينم

 

ميان گذشته و امروز

 

از جدارِ آينه‌ی خويش، گذشتن نتوانستم

 

می‌بايست تا زندگی را لغت به لغت فراگيرم

 

راست از آن‌ گونه که لغت به لغت از يادش می‌برند.

 

تو را دوست می‌دارم، برای خاطر فرزانگيت -

 

که از آن من نيست -

 

تو را برای خاطر سلامت

 

به رغم همه‌ی آن چيزهايی که بجز وهمی نيست دوست می‌دارم.

 

برای خاطر اين قلب جاودانی که بازش نمی‌دارم.

 

تو می‌پنداری که شکّی، حال آنکه بجز دليلی نيستی.

 

تو همان آفتاب بزرگی که در سر من بالا می‌رود

 

بدان هنگام که از خويشتن در اطمينانم

تو را به جاي همه ي روزگاراني كه نميزيسته ام

دوست مي دارم

 

                                                                             << پل الوار >>  

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط رها در پنجشنبه 8 آذر1386 ساعت 9:10 قبل از ظهر |
لحظه ای با تو

سلام دوستای گلم.خوبین؟من که خوب ....نیستم.کلی درس نخونده تست نزده دارم که نمی دونم باید چیکارشون کنم.آخه این کنکور چی بود اومد دامن مارو گرفت.خدا به خیر کنه.من که می خوام رتبه زیر ۱۰۰۰ بیارم اما من که درس نمی خونم.خدا جونم خودت به جودی کوچولو رحم کن.واستون چند تا شعر گذاشتم.وبلاگم داره عاشقانه می شه.اما من که عاشق نیستم.

 

*

بهترین دوست اون دوستیه 

            که بتونی باهاش روی یه سکو بنشینی      

      و هیچی نگی و وقتی ازش دور شدی

حس کنی

   بهترین گفتگوی عمرت رو داشتی ........

 

++++++++++++++++++++++++++++

 

نازنینم

به انتظارت خواهم ماند زیرا قلب من با هر تپش خود آهنگ

 

خاطرات گذشته را می نوازد

 

قلبی که در آن خاطره ها و خوشی ها تا ابد مدفون است

 

حتی اگر بدانم روزی جسم تو به سوی من باز نمی گردد

 

باز هم به انتظارت می نشینم

 

شاید روزی صدای پایی را بشنوم

 

که از آن تو باشد

 

پس بگذار صادقانه بگویم

 

کوچکترین غصه ی تو

 

بزرگترین غم من است

 +++++++++++++++++++++++++++

 

به که می اندیشی؟

 

به که می اندیشی؟

 

کیست در زاویه ی دید دو چشمان چنان جنگل تو

 

که عمیق است و پر افسون و غمین

 

از تو بیزارم و از او که در عمق خیال تو کند رقص وجود

 

از تو بیزارم و از بود و نبود

 

نشان از من چه می جویی ؟ تو را دیگر نمی خواهم

 

حدیث دل چه می گویی تو را دیگر نمی خواهم

 

به بزم باده جویانم مجو ساغر شکستم من

 

ره بیهوده پیموئی تو را دیگر نمی خواهم

 

++++++++++++++++++++++++

 

  

عکس مرتبط با متن

|+| نوشته شده توسط رها در دوشنبه 28 آبان1386 ساعت 5:44 بعد از ظهر |
روز خودم مبارك

                                                                                                  سلام

خوبين بچه ها؟اگه گفتين امروز چه روزيه؟هان ؟زود تند سريع

 

......

..........

................

........................

...................................

...............................................

..........................................................

 

بابا امروز روز دختر خانم هاي گل گلابه.دختر خانم هاي ناز نازي 

 

مودب ، زرنگ

 

روز همتون مبارك

 

 

 

عكسش يكم بي ربطه

 

**************************

 

سیبی از درخت وسوسه

  

 

نامت چه بود؟ آدم


فرزندِ كي ؟ من را نیست نه مادری و نه پدری بنویس اول یتیم عالم خلقت


محل تولد؟ بهشت پاک


اینک محل سکونت؟ زمین خاک


آن چیست بر گُرده نهادی؟امانت است.


قدت؟ روزی چنان بلند که همسایه خدا
، اینک به قدر سایه بختم بروی خاک


اعضای خانواده؟ حوای خوب و پاک، قابیل وحشتناک،هابیل زیر خاک


روز تولدت؟در جمعه ای ،به گمانم روز عشق


رنگت؟ اینک فقط سیاه ز شرم چنان گناه


وزنت؟نه آنچنان سبک که پَرم در هوای دوست نه آنچنان سنگین که نشینم به این زمین


جنست؟ نیمی مرا زخاک نیمی دگر خدا
 


شغلت؟ در کار کشت امید بروی خاک


شاکی تو؟ خدا


نام وکیل؟ آن هم فقط خدا


جرمت؟ یک سیب از درخت وسوسه


تنها همین؟ همین و بس


حکمت؟ تبعید در زمین


همدمت در گناه ؟ حوای آشنا


ترسیده ای؟ کمی


زچه؟ که شوم من اسیر خاک


آیا کسی به ملاقاتت آمده است؟ بلی


چه کس؟ گاهی فقط خدا


داری گلایه ای؟ دیگر گِله نه ولی...


ولی که چه؟حکمی چنین آن هم به یک گناه؟!!!!


دلتنگ گشته ای؟ زیاد


برای که؟ تنها فقط خدا


آورده ای سند؟ بلی


چه؟دو قطره اشک


داری تو ضامنی؟ بلی


چه کس؟ تنها کس خدا


در آخرین دفاع؟

 

مي خوانمش چنان كه اجابت كند دعا

 

**********************************

 

                                چه بی مقدمه هیچ می شوی

بی مقدمه هیچ می شوی

دلم می خواهد باشی

بی آنکه بمانی

آخر تو تفسیر و تعبیر تمام معانی ذهنی منی

از ازل تا ابد.

دریغ که

قلب تنگم تاب این همه تو

تاب این همه تو را ندارد

پس بگو

بگو

که این قلب بی نوا

نبودنت را

جای خالیت را

آوار تنهاییم را چه کند؟

چه کند اگر نباشی؟

چه کنم اگر نباشی؟
...

گاهی می آیی

جانم را با حقیقت وجودت به آتش می کشی

و می روی

نیستم می کنی با قداست روحت

جان من،

می دانم که قدرت ادراک بودنت را ندارم

اما
با بی نهایت چشم هایت چه کنم؟!

چه کنم اگر نباشی؟
...
چه کنم اگر نباشی

آخر من

محتاج نوازش های روزانه ات هستم

عادت به معجزه های زیبایت دارم

به بوی خوشت

به طلوع های عظیمت

به دست های مهربانت

و این همه کفایت انتظار مرا نمی کند

دلم شعشعه های سیمایت را می خواهد
...
ا
ی آنکه بی ریا نفس ساده می کشی! شتاب کن!

 

موفق و مانا باشيد

|+| نوشته شده توسط رها در دوشنبه 21 آبان1386 ساعت 5:3 بعد از ظهر |
سلام سلام سلام و ...

سلام دوستای گلم.خوبین ؟خوب خدا رو شکر امروز چند تا پست جدید آووردم که خدا کنه خوشتون بیاد .اما اول یه خبر خوب

.

.

.

امروز تولد یکی از دوستای خوبمه که من تازه باهاش آشنا شدم و همش لطف می کنه با نظرات خوبش منو خوشحال می کنه.منم همینجا تولدش رو بهش تبریک می گم و براش بهترین هارو آرزو می کنم

               .

 سی سی جون تولدت مبارک ایشالله یه خیلی عمر  کنی اندازشو نمی گم تا تو کاره خدا دخالت نکرده باشم.

                               ****************      

            نام او              

زندگی درک همین اکنون است .

زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است که نخواهد آمد .

تو نه در دیروزی

و نه در فردایی

ظرف امروز پر از بودن توست

شاید این خنده که امروز دریغش کردی آخرین فرصت همراهی با امید است.

            ***************         

                                خوابی دیدم                                   

                                                    

خواب ديدم در كنار ساحل با خدا قدم مي زنم

 

بر پهنه اسمان صحنه هايي از زندگيم همچون برق از جلوي چشمانم گذشت

 

در هر صحنه دو جفت جاي پا روي شن ها ديدم

 

يكي متعلق به من و ديگري متعلق به خدا

  

وقتي آخرين صحنه درمقابلم برق زد به پشت سروجاي پاهايمان روي شن ها نگاه كردم

 

متوجه شدم كه چندين بار در طول مسير پر پيچ وتاب زندگي ام فقط

 

يك جفت پا روي شن نقش بسته آن هم در سخت ترين و غمگين ترين دوران زندگيم

 

دلم شكست و به درگاه خداوند شكايت كردم:

 

خدايا تو كه گفتي بودي اگر به دنبال تو بيام در تمام راه با من خواهي بود 

                

تو كه گفتي هيچ گاه تنهايت نخواهم گذاشت

 

ولي نمي فهمم چرا تو در سخت ترين لحظات زندگي ام

 

هنگامي كه بيش از هر وقت ديگري به تو احتياج داشتم مرا تنها گذاشتي؟

 

خداوند با مهرباني پاسخ داد: دوست عزيزم

 

من همواره در كنارت بوده ام و هيچگاه تو را تنها نگذاشته ام

 

اگر در سختي ها ،آزمون ها، و رنج ها فقط يك جفت پا ديدي

 

زماني بود كه تو را در آغوشم حمل مي كردم 

 

*********************

      نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد

 

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

 

ولی بسیار مشتاقم

 

که از خاک گلویم سوتکی سازد

 

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بی پروا و بازیگوش

 

و اویک ریز و پی در پی

 

دم گرم خموشم را در گلویم سخت بفشارد

 

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

 

بدین سان بشکند دائم 

 

سکوت مرگبارم را    

 

*****************

 

بسترم صدف خالی تنهاست

 و

 تو چون مروارید گردن آویز کسان دگری  

|+| نوشته شده توسط رها در پنجشنبه 17 آبان1386 ساعت 8:44 قبل از ظهر |
اومدم بگم و برم

سلام بچه ها.خوبين؟يه خبر خوب براي من و براي شما .نه فقط براي خودم.بالاخره اسم وبلاگم رو عوض كردم و سوگند رو به جودي ابوت تغيير دادم.نمي دونم اسم قشنگيه يا نه  اما من دوسش دارم.حالا هم واسه اين كه زياد به مختون فشار نياريد كه من چرا اين كار رو كردم چند تا از دلايل خودم رو به طور خلاصه مي گم.

1- من از بچگي به جودي علاقه داشتم و باهاش همزاد پنداري مي كردم.

2- من هم از بچگي فوضول و خيلي كنجكاو بودم .

3- اوووف .خوب بابا اصلا من دلم مي خواست اسم بلاگمو عوض كنم.چقدر سوال مي كنيد.خلاصه بگم كه منو جودي فقط يك فرق اساسي داريم .

1- من مدل موهام اون شكلي نيست.( همون شكلي ديگه )

 

                                  ***************************

 

بگذار تا شيطنت عشق چشمان تو را به عرياني خويش بگشايد

هر چند آنجا جز رنج و پريشاني نباشد

اما كوري را به خاطر آرامش تحمل نكن

    ******************************

مي دوني چي سخته؟

 

اين كه يكي بهت دروغ بگه و خيانت بكنه

 

بعدش با هر سختي كه هست ببخشيش

 

سعي مي كني دوباره مثل اوّ لا شي....

 

حتّي بهتر !

 

اما اون روز به روز سردتر و سردتر مي شه.

 

ديگه مثل اون روزاي اول نيست....

 

هي مي پرسي چي شده ولي حتي جوابتم نمي ده!

 

مثل يك غريبه رفتار مي كنه ....

 

بعدش مي فهمي كه دوباره رفته با همون غريبه

 

احساس بديه...باور كن خيلي بد و سخته!

 

مثل اينكه قلب كوچيكتو توي يه پتوي بزرگ خفه كنن.

 

من: بايد با من اينطوري رفتار كني يا با اون غريبه؟

 

اون: ....... ( يك نگاه سرد و بي معني )

 

آدم چقدر مي تونه بي احساس باشه؟

 

اونوقت مي گه منظوري نداشتم!

 

ولي آدم هميشه دفعه دوم منظور داره

 

مطمئن باش من مي فهمم....

 

<